یه روزایی تو اوجی اون موقعها
بیشتر تلاش کن، مغرور هم نشو
یه روزایی تو قعری اون موقعها
یه کم استراحت کن، ناامیدم نشو
آخرین شنبه قبل قطع شدن نت چند ثانیه مونده به ۱۱ صبح وقتی منتظر باز شدن پست روتین همیشگیات بودم یهو 💣
من موندم و بیخبری از تو...
تعداد روزا دیگه داره از دستم در میره...

از چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴، وقتی که با دو تا خبر بد سرطان همکار و فوت یه آشنای دیگه مواجه شدم تا امروز که ۷۶روز از اون موقع گذشته از خونه بیرون نرفته بودم مثل دوران کرونا
🙃
از امروز فصل جدید کار شروع شد و رکورد بیشترین مسیر طی شده که تا الان از اتاق به آشپزخونه بود شکسته شد
میگم اردیبهشت خوبه واسه همیناست و تو...
البته که در مسیر رفت و برگشت با دیدن یه سری چیزا دهان مبارک را گشوده و فحشی بود که دادم البته فحش نیمه آب کشیده

امروز همهاش با بیحوصلگی و تمیزکاری گذشت
این روزا دارم حرفی که نفهميدم رو زندگی میکنم
نصفم درده
نصفم عشقه
نمیخوام کم بیارم
میخوام ادامه بدم...

آخرین دوشنبه یادمه که دلخور بودم از سکوتت، از واکنشهای بیربطت...
اون دوشنبه منم مثل تو کارام بیربط شد
فکر میکردم وقت هست، درست میشه
ولی...

این روزا حواسم پرته، مثل دو سال پیش که عاشقت شدم و شارژر گوشی رو با لباسام انداختم داخل ماشین لباسشویی
🙃
دیروزم یادم رفت لپ تاپ رو خاموش کنم تا صبح روشن موند...
البته که آخر شب دلیل حواسپرتی معلوم شد دیروز شنبه بود و ذهن من درگیر شنبه هایی بود که با تو گذشت...

جودی ابوت میبینم
بابا لنگ دراز
برای جودی
Twin Flame به حساب مياد
مثل تو برای من
کاش تموم بشه این دوری...

اردیبهشت 🌱
برای من سال از اردیبهشت شروع میشه
دوسش دارم
هم ماه تولد توئه
هم فصل 🍓

این روزا کلی کار میکنم که به تو فکر نکنم
ورزش، کتاب، فیلم و سریال
کار و کار و کار...
اما
شب تمام دلتنگی دنیا تو قلبمه
صدا و عکسا و فیلمات تا یه جایی آرومم میکنه
من دلتنگ خودتم خیلی لایو...
جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ وقتی داشتم با ذوق کادو تولدت رو سفارش میدادم فکرشم نمیکردم که ۷۰ روز بعد یه جمعه اینقدر دلتنگت بشم که مجبور باشم اینجا برات بنویسم...
فروردين گذشت و سال نو رو نتونستم بهت تبریک بگم
اردیبهشت داره میگذره و نتونستم تولدت رو تبریک بگم
هدیهی تولدت رو نتونستم بهت بدم
دلم برای شنیدن صدات تنگه...
این بهار بوی زمستون داره...
❄️🍃