درست و به موقع...

گُرگ گفت: جایی در درونت شعری هست، که فقط خودت میتونی اون رو بنویسی، ترکیب منحصر به فردی از همه‌ی چیزهایی که فقط خودت تجربه کردی.

گربه گفت: یه وقتایی هست که ما هر کاری که از دستمون برمیومده رو انجام دادیم، بعدش باید یاد بگیریم که عقب نشینی کنیم و اجازه بدیم که جهان با تمام شگفتی‌های غیر قابل درکی که داره کارش رو انجام بده.

آمایا متوجه شد که بعضی وقت‌ها هیچ کاری نکردن سخت‌تر از انجام دادن کاری است.

گربه گفت: به لطف ناپایداری و تغییر پذیری در دنیا همه چیز ممکنه.

گُرگ گفت: مهم نیست چقدر تلاش کنی نمیتونی ماه رو مجبور کنی که ظاهر بشه.

گُرگ گفت: فکر کنم اگه هر کاری رو با تمام وجودت انجام بدی تو رو به جایی که باید باشی میبره.