بعد از مهر ۱۴۰۴ که برای یه ایونت با حال و شلوغ رفته بودم بیرون و تفریح، دیگه حال و حوصله نموند برام که برم تفریح و من موندم و کار و کار و کار، سرکوب و جنگ و تروما... این روزا وقت گذرونی با بقیه رو بیشتر کردم و دارم سعی میکنم برگردم به روزای قبلم اما سخته...
Twin Flame اون آدمی که انگار نسخهی آتیشیتر، عمیقتر، و آینهایترِ روحته، نه لزوماً نیمهی گمشدهی عاشقانه؛ کسی که انگار موجش با موج تو یکیه، ولی ریتمش یه کم جلوتر یا عقبتره. کسی که آدم رو یا میسازه یا میسوزونه، یا هر دو تا همزمان