LOADING...

Twin Flame

Flame چون نور می‌ده

درست و به موقع...

درست و به موقع...

گُرگ گفت: جایی در درونت شعری هست، که فقط خودت میتونی اون رو بنویسی، ترکیب منحصر به فردی از همه‌ی چیزهایی که فقط خودت تجربه کردی.

گربه گفت: یه وقتایی هست که ما هر کاری که از دستمون برمیومده رو انجام دادیم، بعدش باید یاد بگیریم که عقب نشینی کنیم و اجازه بدیم که جهان با تمام شگفتی‌های غیر قابل درکی که داره کارش رو انجام بده.

آمایا متوجه شد که بعضی وقت‌ها هیچ کاری نکردن سخت‌تر از انجام دادن کاری است.

گربه گفت: به لطف ناپایداری و تغییر پذیری در دنیا همه چیز ممکنه.

گُرگ گفت: مهم نیست چقدر تلاش کنی نمیتونی ماه رو مجبور کنی که ظاهر بشه.

گُرگ گفت: فکر کنم اگه هر کاری رو با تمام وجودت انجام بدی تو رو به جایی که باید باشی میبره.

اگه یه جمله بود که معجزه می‌کرد...

اگه یه جمله بود که معجزه می‌کرد...

به نظرم جمله‌ی "دوستت دارم" بود.

عوض می‌کنه حال شنونده‌اش رو.

به قول پونه مقیمی:

دوستت‌دارم‌های اصیل، شبیه به سکوت‌‍ِ میان نُت‌ها هستند؛ درست، به موقع، همان‌ جایی می‌نشینند که باید بنشینند؛ و زمانی که یک آدمِ «درست»، شما را «درست» دوست دارد؛ روزی شما متوجه می‌شوید، پتانسیل‌هایتان در حال رشد، هویتتان در حال تنظیم شدن و ورژن درستی از خودتان هم در رابطه در حال شکل گرفتن است. 
سکوت‌های درست، موسیقی‌های عمیق، پخته ‌و درستی را شکل می‌دهند. 
برای همین مهم است که چطور دوستتان دارند و چطور به شما عشق می‌ورزند.

گاهی دلت یه هم‌صحبت می‌خواد...

گاهی دلت یه هم‌صحبت می‌خواد...

🗣
این ویجتِ گفتمانِ گوشه‌ی صفحه باحاله؛ 

اینکه می‌دونی که میشه با یه آدم دیگه و بی ترس از قضاوت حرف بزنی و نیاز نباشه که شماره موبایل و ایمیل و صد تا چیز دیگه بدی به نظرم ایده‌ی خوبی بود که بلاگیکس گذاشته.

💬
نظرتونه؟

گاهی فقط باید صبر کنی تا فصل مناسب برسه…🌱

بعد از مهر ۱۴۰۴ که برای یه ایونت با حال و شلوغ رفته بودم بیرون و تفریح، دیگه حال و حوصله نموند برام که برم تفریح و من موندم و کار و کار و کار، سرکوب و جنگ و تروما...
این روزا وقت گذرونی با بقیه رو بیشتر کردم و دارم سعی می‌کنم برگردم به روزای قبلم اما سخته... 

اما من ادامه میدم...


بازگشت به تنظیمات کارخونه ◼◻◻◻◻