LOADING...

Twin Flame

Flame چون نور می‌ده

۳۵ سال و چندی پیش در چنین روزی...

۳۵ سال و چندی پیش در چنین روزی...

ظهور نمودم...

یک سالِ گذشته اینقدر اتفاقات مختلف تو ایران و زندگیم افتاده که تنها دستاوردم همین زنده و سرپا موندنمه...

امیدوارم سال جدید زندگی‌ام روزای بهتری رو برای سرزمینمون و مردمش ببینم و سال بعد به شرط حیات از خوشی‌ها بگم...

اونجا که معین می‌خونه:

بگم غصه‌ها سر اومد 

گریه بس که بهتر اومد...

رویا معین

آنچه بر دل من گذشت...

آنچه بر دل من گذشت...

خرداد ۱۴۰۴ که جنگ شروع شد، از ترس اینکه بمیرم یا دیگه نتونم ببینمت و بشنومت؛ بعد یک سال تصمیم گرفتم به زبونی که متوجه میشی بهت بگم: مگه بیشتر از این میشه کسی رو دوست داشت، رو احساسم بهت نمیشه قیمت گذاشت...

از پارسال تا حالا کلی اتفاق افتاده، تو رفتی تو غار تنهایی‌ات و بالاخره دست از غار نشینی‌ات برداشتی و بیرون اومدی...

 و من که هنوز اینجا می‌نویسم این عاشقیه، خواستن هر روز تو از نظر بقیه دیوونگیه اما برای من خواستن تو چه داخل غار باشی چه بیرون غار همیشگیه...

گاهی دلت یه هم‌صحبت می‌خواد...

گاهی دلت یه هم‌صحبت می‌خواد...

🗣
این ویجتِ گفتمانِ گوشه‌ی صفحه باحاله؛ 

اینکه می‌دونی که میشه با یه آدم دیگه و بی ترس از قضاوت حرف بزنی و نیاز نباشه که شماره موبایل و ایمیل و صد تا چیز دیگه بدی به نظرم ایده‌ی خوبی بود که بلاگیکس گذاشته.

💬
نظرتونه؟

آخرش راهی نموند...

آخرش راهی نموند...

من دو سال پیش به فکر رد شدن از همه دنیا بودم و

 به خودم اومدم و دیدم گرفتار تو که اولین و آخرین

 عشقمی شدم

 تا الان که وارد سال سوم شد این گرفتاری قشنگ 

💙❣🌴

تابستون برای من از مرداد دوست داشتنی شروع میشه

🎧

اولین عشق 7band

🍹🤩🐯♌🧡🌵