این روزها...

🎸😔
امشب یادآور اینستاگرام منو برد به دورانی که کلی ذوق داشتم، حالم بهتر بود، دستم به ساز زدن می‌رفت، نه مثل الان که اعصاب و روانم مثل سیم های باس گیتارم زنگ زدن و من بابتش فقط یه کم غصه می‌خورم.

 اون سال‌ها اولین باری که به خاطر یه بچه‌ی شیطون نه به خاطر تمرین خودم؛ سیم سازم پاره شد یادمه که بغض داشتم زود رفتم سیم جدید خریدم براش، سریع بردم برای تعویض

 اما

 این روزا، دیگه نایی نمونده، ذوقی نمونده، شاید یه روزی که اوضاع بهتر بشه، حال آدما بهتر بشه، غصه آدما و ایران رو نداشته باشم

دوباره دست به ساز بشم...